السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
234
تفسير الميزان ( فارسي )
و تعدادى از روايات دلالت دارد بر اينكه : ماههاى حرام ذى القعده و ذى الحجه و محرم از آن سال بوده . و ديگرى دارد : مقصود از ماههاى مهلت و سياحت غير از ماههاى حرام بوده ، و ماههاى چهارگانه مهلت ، ابتدايش در يك روايت از روز اعلام و در روايتى ديگر از روز نزول سوره بوده . خوب ، وقتى حال روايات اين باشد چطور ممكن است آدمى ادعا كند كه مساله مورد بحث يك مساله عمليى بوده كه همه مردم آن را مىدانند ، هر چند پاره اى از احتمالات گذشته گفتار مفسرين سلف مىباشد ، ليكن جمهور با كلمات مفسرين سلف معامله روايت موقوفه مىكنند . و اما اينكه گفت : « حق اينست كه على ( ع ) مكلف به يك امر خاصى بوده ، و در آن سفرش تابع ابو بكر بوده و ابو بكر بر او و سايرين امير بوده و . . . » البته شكى نيست در اينكه آن ماموريتى كه رسول خدا ( ص ) على را به آن گسيل داشت يك امر خاصى بود ، و آن اين بود كه آيات برائت و ملحقات چهارگانه آن را كه در سابق گذشت براى مردم بخواند ، آرى ، در اين معنا حرفى نيست حرف در اين است كه دلالت كلمه وحى يعنى جمله « لا يؤدى عنك الا انت او رجل منك » به بيانى كه در سابق گذشت منحصر به قرائت آيات برائت نيست و نبايد ميان آن معنايى كه كلمه مزبور دلالت بر آن دارد و ميان ماموريتى كه على ( ع ) در سفر مورد بحث داشت خلط كرد . و اما اينكه گفت : « على در اين سفر تابع ابى بكر بود » غير از روايت ابى هريره مدركى ندارد ، و اشكالات روايت را از نظر خواننده گذرانديم . و در الدر المنثور است كه : ابن ابى شيبه و احمد و ترمذى ( وى روايت را حسن دانسته ) و ابو الشيخ و ابن مردويه از انس روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) آيات برائت را به ابو بكر داد تا به مكه ببرد ، سپس او را خواست و فرمود : نبايد اين رسالت را به مردم ابلاغ كند مگر يك نفر از خاندانم ، آن گاه على ( ع ) را خواست و آيات را به وى داد « 1 » . مؤلف : صاحب المنار در بعضى از كلماتش گفته است : جمله « او رجل منى - و يا مردى از خاندان من » كه در روايت سدى آمده ، در روايات ديگرى كه طبرى و ديگران نقل كردهاند تفسير شده ، چون در آن روايات آمده : « او رجل من اهل بيتى - و يا مردى از اهل بيتم »
--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 109